مدح و شهادت حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام
حـسرت گـرفته باز حـصار مدینه را غـم، تـیـره کرده است دیار مدینه را آثـارِ حـزنِ فـاطـمـه و غـربت عـلـی پُـر کـرده است گـوشهکـنار مدینه را در کوچههای شهر چو ماه علی گرفت رنگی دگـر نـمـانـد عُـذار مـدیـنـه را داغ عزای حضرت صادق فکنده باز با اشک و آهِ ما، سر و کار مدینه را تا خـاک ریـخـتـنـد بـر انـدام آن امـام کـردنـد دفـن، دار و نـدار مـدیـنـه را گـویا فـشانـدهاند بر آن قبر بیچـراغ غـمهـای بی نـشـانـه، مـزارِ مدینه را میگریم از مصیبت جانسوز او مگر بـر دیـدهام زنـنـد غـبــار مـدیــنـه را در خلوتِ بقیع به جز اشک مهدیاش شمـعی کجـا بُوَد شـبِ تـار مـدینه را من جـاننـثـار مـکـتب اویـم "مؤید"م دارم از او امــیـد، جـوار مـدیـنـه را |